محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
429
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
را به خدا سوگند مىدهم كه نگذار نخستين خليفه مقتول اين امت باشى . » در اين عبارت اشارهاى به پيشبينىهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شده است و ايشان ، آنها را در اختيار امام على عليه السّلام داده بود . طبرى مىنويسد : « على با عثمان سخن مىگفت و او را اندرز مىداد و گاه در خصوص مروان و ديگر نزديكانش سخن تند مىشد . اين سخنان سبب مىگرديد كه عثمان از امام عليه السّلام كينه به دل گيرد . آنان عثمان را عليه امام عليه السّلام تحريك مىكردند و به او مىگفتند ببين چهجورى به ديدارت مىآيند ؟ پس در غياب تو دربارهات چه خواهد گفت . » « 1 » معاويه نيز عثمان را به سوى خواستههاى خود سوق مىداد . « على دالى » در نوشتارى بلند با نام « جوانمرد جوانمردان » مىنويسد : « معاويه آراء خود را بر عثمان ديكته مىكرد . مورخان مىگويند كه او خود حاكم حقيقى در دوره عثمان بود . . . و مىخواست خلافت را در نسل خود قرار دهد . از اينرو در دوره فرزندش يزيد ، اين انديشه مطرح شد كه همه فرزندان مذكر اهلبيت از بين برده شوند . » « 2 » احمد عباس صالح مىنويسد : « عثمان به خواب رفته بود و گروهى از امويان ، زمام امور را به دست داشتند . بيشتر آنان پيش از اين در زمره دشمنان اسلام قرار داشتند . . . عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح « 3 » از كسانى بود كه نسبت به اسلام آوردنش شك وجود دارد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را مسخره
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 3 / 433 و 5 / 97 . ( 2 ) . روزنامه « الجمهورية المصرية » : 25 نوامبر 1970 م . ( 3 ) . او در آغاز اسلام آورد و به مدينه هجرت كرد . سپس دوباره مشرك شد و به سوى قريش برگشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خونش را حلال ساخته و دستور كشتنش را داده بود ؛ هرچند در كنار خانه خدا ديده شود . او نزد برادر رضاعىاش عثمان پناه برد و عثمان مدت زمانى او را پنهان ساخت و سپس شفاعتش را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كرد . نك : تاريخ طبرى : 5 / 49 ؛ ابن اثير : 3 / 43 .